خدايا چرا منم مثل همه ديوونه نکردی؟

 امشب باز دیوانه شده ام.

بی خوابی فکر فکر و فکر به عشق نافرجام

که ای کاش فرجام میافت.

درخت و آب و آتش باید به کار زار آیند تا من را به کسی پیوند زنند که از نزدیکی من گریزان است!

شاید به خاطر آبی دریا که در چشمانم موج میزند.

و چه تاسف بار است ترس غریق سراب شدن!

 

/ 0 نظر / 11 بازدید